زیرآب نگین زرین دشت

اخبار علمی فرهنگی هنری و معرفی نقاط دیدنی زیرآب

سال نو مبارک

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1391ساعت 10:36  توسط جمعی از فرهنگیان زیرآب  | 

به بهانه رسیدن فصل بهار

بــــــهار دلـــکش رســـــيد و دل به جــا نباشد

از آن کــــه دلــــبر دمـــــي به فکـــــر ما نباشد

* * *
در اين بـــهار اي صــــنم بيـــا و آشــــتي کــن

که جنــــگ و کــــين با مــــن حزين روا نـباشد

* * *
صبحدم بلبل، بر درخت گل، بخنده مي گفت

نازنيـــــنان را، مه جبيـــنان را، وفــــــا نباشـد

* * *
اگــــر کـــــه با اين دل حـــزين تو عـهدُ بستي
عزيز مـــــن با رقـــيب مـــن، چـــرا نشستي؟

چرا دلــــــم را عــزيـــز مـــن از کــينه خستي

* * *
بيــــا در بــرم از وفـا يک شب، اي مه نخشب
تـــازه کــــن عهـــدي کـــــــه بــــر شکـــستي

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 11:34  توسط جمعی از فرهنگیان زیرآب  | 

باز باران !


باز باران٬ با ترانه

می خورد بر بام خانه

خانه ام کو؟ خانه ات کو؟

* * *
آن دل دیوانه ات کو؟

... ... ... روزهای کودکی کو؟

فصل خوب سادگی کو؟

* * *
یادت آید روز باران

گردش یک روز دیرین؟

پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟

خاطرات خوب و شیرین...

در پس آن کوی بن بست

در دل تو٬ آرزو هست؟

کودک خوشحال دیروز

غرق در غمهای امروز...

یاد باران رفته از یاد

آرزوها رفته بر باد...

* * *
باز باران٬ باز باران

می خورد بر بام خانه

بی ترانه ٬ بی بهانه

شایدم٬ گم کرده خانه...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 11:13  توسط جمعی از فرهنگیان زیرآب  | 

به بهانه بازگشایی مدارس

اولین روز دبستان بازگرد

کودکی ها شاد و خندان بازگرد

باز گرد ای خاطرات کودکی

بر سوار اسب های چوبکی

خاطرات کودکی زیباترند

یادگاران کهن مانا ترند

درس های سال اول ساده بود

آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه و خروس

روبه مکار و دزد و چاپلوس

روز مهمانی کوکب خانم است

سفره پر از بوی نان و گندم است

کاکلی گنجشککی باهوش بود

فیل نادانی برایش موش بود

با وجود سوز و سرمای شدید

ریزعلی پیراهنش میدرید

تا درون نیمکت جا میشدیم

ما پر از تصمیم کبری میشدیم

پاک کن هایی زپاکی داشتیم

یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت

گرمی دستانمان از آه بود

برگ دفتر ها به رنگ کاه بود

مانده در گوشم صدایی چون تگرگ

خش خش جاروی بابا روی برگ

هم کلاسی های من یادم کنید

بازم در کوچه فریادم کنید

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود

جمع بودن بود و تفریقی نبود

کاش میشد باز کوچک میشدیم

لااقل یک روز کودک میشدیم

یاد آن آموزگار ساده پوش

یاد آن گچ ها که بودش روی دوش

ای معلم نام و هم یادت بخیر

یاد درس آب و بابایت بخیر

ای دبستانی ترین احساس من

بازگرد این مشق ها را خط بزن

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 11:58  توسط جمعی از فرهنگیان زیرآب  | 

نکات اخلاقی از دیدگاه پیامبر اکرم(ص)

پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم ) در وصیتی به امیرالمؤمنین (علیه السلام) به نکات اخلاقی انسان اشاره می فرمایند:
یا علی ! برای مؤمن در دنیا سه خوشحالی است : دیدار برادران ؛افطار از روزه ، تهجّد در پایان شب .
یا علی ! سه چیز است كه اگر در كسی نباشد كاری از او پا نگیرد ( و در كارها توفیق نیابد ) پارسایی ( و ورعی ) كه حایل شود او را از نافرمانی های خدای عزّ و جّل ، و خلق و خویی كه به وسیله آن با مردم مدارا كند ، و بردباری و حلم كه به وسیله آن جهالت و نادانی جاهل ( و افراد نادان ) را برگرداند .
یا علی ! سه خصلت از حقیقت های ایمان است : انفاق و بخشش در تنگدستی ، انصاف مردم از خویشتن ، بذل دانش به دانشجو .
یا علی ! سه چیز از مكارم اخلاق است : عطا كنی به كسی كه تو را از عطای خویش محروم ساخته ، پیوند كنی با كسی كه از تو بریده ، عفو كنی و بگذری از كسی كه به تو ستم كرده است .
یا علی ! سه چیز است كه هر كس خدای را با آن سه دیدار كند از برترین مردم خواهد بود : كسی كه به پیشگاه خدا برود با انجام هر چه خدا بر او فرض و واجب كرده كه او از زمره ی عابدترین مردم است ، كسی كه پارسایی ورزد از محرمات الهی كه او از پارساترین مردم است ، كسی كه قناعت كند به آنچه خدا روزی اش كرده كه او از بی نیازترین مردم است .
یا علی ! سه چیز است كه این امت طاقت آن را ندارد . مواسات با برادر دینی در مال ، انصاف مردم از خویش ، و ذكر و یاد خدا در هر حال ، و آن ذكر « سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اكبر » نیست ، بلكه هر گاه بر عملی درآمد كه بر او حرام گشته از خدای عزّ و جلّ بترسد و آن را واگذارد .
یا علی ! سه چیز است كه حافظه را زیاد كند و بیماری را ببرد . كندر ، مسواك كردن ، خواندن قرآن .
یا علی ! سه چیز از وسواس است : خوردن گِل ، گرفتن ناخن ها با دندان ، جویدن ریش .
یا علی ! از سه خصلت تو را نهی می كنم ( و به سختی باز می دارم ) : حسد ، حرص ، تكبر .
یا علی ! ( بهره و شیرینی ) زندگی در سه چیز است : خانه ی فراخ ، زن نیكو ، اسب میان تهی .

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم شهریور 1390ساعت 14:20  توسط جمعی از فرهنگیان زیرآب  | 

آیا این تصویر واقعیت دارد؟

تابحال به این فکر کرده اید آیا این تصویر واقعی است و متعلق به کجاست؟
 
 

این عکس تصویر پیش زمینه ویندوز ایکس پی است در حقیقت این عکس متعلق به منظره ای واقعی است در ایالت کالیفرنیای آمریکا در شهر ناپا ، شرق دره سونوما معروف به Bliss  ( برکت ). عکس توسط عکاس حرفه ای ، چارلز اوریر Charles O’Rear  در سال ۱۹۹۶ گرفته شد و بعنوان پیش زمینه ویندوز آن زمان یعنی ایکس پی تعیین گردید عکسی که تبدیل به آشنا ترین منظره و یکی از ۱۰ عکس محبوب و مشهور دنیا شد. ماکروسافت هنوز هم از این عکس برای پیش زمینه ویندوزهای جدید خود بهره می گیرد تصویری که در انتها مشاهده میکنید در واقع یکی از والپیپر ویندوز ۷ میباشد

ده سال بعد در نوامبر ۲۰۰۶  درست از همان موقعیت و زاویه عکس Bliss ،یک تصویر دیگر توسط عکاس همکار "گلدن و سنبی ” که به آن منطقه مراجعت داشت گرفته شد و در چند نمایشگاه عکس به نمایش گذاشته شد
در سال ۲۰۰۷ این عکس به عنوان Bliss , after Bill Gates 2006 در نمایشگاهی در سوئیس نمایش داده شد که عنوان جالبی بنظر میرسد
در اینجا عکس های واقعی دیگر از این منظره معروف میتوانید ببینید
 
 
 
 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم شهریور 1390ساعت 11:45  توسط جمعی از فرهنگیان زیرآب  | 

13رجب میلاد مولای متقیان علی(ع)و روز پدر مبارک باد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 12:14  توسط جمعی از فرهنگیان زیرآب  | 

پنج درس ارزشمند و آموزنده ازامام جوادالائمه (ع)

۱-در يكى از روزها كه حضرت جوادالائمّه عليه السلام وارد شهر مدينه منوّره گرديد، هنگام غذا در حضور جمعى از دوستان سفره طعام پهن كردند. 

حضرت پس از آن كه غذا را تناول نمود، دست هاى خود را شست و سپس دست هاى خود را پيش از آن كه با حوله خشك نمايد، بر سر و صورت خويش كشيد و اين دعا را خواند: 
 
”اللّهُمَّ اجْعَلْنى مِمَّنْ لا يَرْهَقُ وَجْهَهُ قَتَرٌ وَ لا ذِلَّةٌ” 1
 
۲-يكى از دوستان و اصحاب حضرت جوادالا ئمّه عليه السلام به نام ابوالحسن ، معمّر بن خلاّد حكايت كند: 
روزى در خدمت آن حضرت بودم ، به من فرمود: اى معمّر! بر اشتر خود سوار شو. 
عرض كردم : كجا برويم ؟ 
فرمود: پيشنهادى كه داده شد انجام بده و سؤ ال نكن ، پس من سوار شدم ؛ و چون مقدارى از راه را پيموديم به بيابانى رسيديم كه كنار آن يك درّه و تپّه اى وجود داشت . 
حضرت فرمود: همين جا بِايست و حركت نكن تا من بازگردم و سپس حضرت رفت و پس از لحظاتى بازگشت . 
عرض كردم : فدايت شوم ، كجا بودى ؟ 
امام عليه السلام فرمود: هم اينك به خراسان رفتم و پدرم ، حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلام را كه مسموم و شهيد شده بود، دفن كردم و اكنون بازگشتم.2
 
۳-محمّد بن حمّاد مروزى حكايت كند: 
روزى حضرت جوادالا ئمّه عليه السلام در ضمن نامه اى به پدرم ، احمد چنين مرقوم فرمود: 
ژهر موجود مخلوقى در اين جهان ، يك روزى وفات خواهد يافت ولى در اين باره ظلمى بر كسى نخواهد شد و ما اهل بيت رسالت در اين دنيا پراكنده خواهيم شد؛ و در شهرهاى مختلف هجرت خواهيم نمود. 
و سپس در ادامه فرمايش خود افزود: هركس عاشق و دلباخته هر كه باشد، چنانچه در مسير او قدم بردارد و با او همگام باشد، همانا در روز محشر با او محشور مى گردد. 
و به راستى كه قيامت منزل گاه اءبدى و هميشگى تمامى افراد خواهد بود. 3
 
۴-عمران بن محمّد اشعرى قمّى حكايت كند: 
روزى نزد حضرت جوادالائمّه ، امام محمّد تقى عليه السلام شرفياب شدم ؛ و پس از آن كه مسائل خود را مطرح كردم و جواب گرفتم ، عرضه داشتم : 
اى مولا و سرورم ! امّالحسن به شما سلام رساند و نيز درخواست يكى از پيراهن هاى تبرّك شده شما را نموده است تا به جاى كفن از آن استفاده نمايد؟ 
امام جواد عليه السلام فرمود: او از پيراهن من ، بى نياز شده است . 
چون از نزد حضرت خارج شدم ، متحيّر بودم كه معناى كلام امام عليه السلام چيست ؟ 
تا آن كه پس از چند روزى متوجّه شدم ، امّالحسن سيزده يا چهارده روز قبل از سخن امام عليه السلام فوت كرده است.4 
 
۵-يكى از اصحاب امام محمّد تقى عليه السلام گويد: 
روزى در خدمت آن حضرت بودم ، كه سفره غذا پهن كردند؛ و غذا خورديم . 
پس از آن كه سفره را جمع كردند، يكى از افراد مشغول جمع كردن غذاهاى ريخته شده در اطراف سفره ، گرديد. 
امام جواد عليه السلام فرمود: چنانچه در بيابان سفره انداختيد، آنچه غذا در اطراف سفره ريخته شود - به هر اندازه اى كه باشد - رها كنيد - تا مورد استفاده جانوران قرار گيرد -. 
ولى اگر در منزل ، در اطراف ظرف غذا و يا در اطراف سفره ، طعامى ريخته شود، تمام آنچه را كه ريخته شده است ، به هر مقدارى كه باشد، جمع نمائيد - كه مبادا زير دست و پا، نسبت به آن ها بى احترامى شود.5
 
منابع:
1- محاسن برقى : ص 426، ح 234. 
2- الخرايج والجرايح ج 2، ص 666، ح 6.
3-اختيار معرفة الرّجال : ص 559، ح 257. 
4- الخرايج والجرايح : ج 2، ص 667، ح 9. 
5- مكارم الاخلاق : ص 132.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت 8:54  توسط جمعی از فرهنگیان زیرآب  | 

روش هاي ابراز محبت به همسر

 
در حاليكه با يك شاخه گل، يك كلمه محبت آميز و چند دقيقه صحبت صميمانه مي توان مشكلات و دلخوري ها را از سر راه برداشت و زندگي شيريني را در كنار همسر خود در پيش گرفت. شايد باور نكنيد ولي راه هاي ساده اي براي ابراز علاقه به همسرتان وجود دارد: 
 
1- براي او پيام هاي محبت آميز بفرستيد. به تلفن همراه او پيامي صميمانه بفرستيد. مطمئن باشيد كه اين كار هم شيرين و هم جالب است. 
 
2- يكي از كارهاي مشكل او را انجام دهيد. يكي از كارهاي روزمره كه او رغبتي به انجام آن ندارد، مانند چيدن علف هاي هرز، را انتخاب و براي او انجام دهيد و هنگامي كه او از انجام گرفتن آن توسط شما احساس راحتي مي كند، نظاره گر باشيد. 
 
3- با هم يك كار سرگرم كننده انجام دهيد. يك سرگرمي مانند حل جدول، تكميل پروژه اي براي بهتر كردن محيط خانه، يا فروش اجناس غيرقابل مصرف منزل كه مي تواند شما را به هم نزديك كند را انتخاب و در انجام آن با يكديگر مشاركت كنيد. 
 
4- با هم بازي كنيد. با انجام بازي هايي نظير شطرنج، لحظات خوبي را ايجاد كنيد. فقط به ياد داشته باشيد كه اگر شما را شكست داد، با او درگير نشده و تنها لبخند بزنيد. 
 
5- حس قدرداني خود را ابراز كنيد. وقتي همسرتان سخت كار مي كند يا برايتان كاري انجام مي دهد، بگذاريد بداند كه شما قدردان زحمات او هستيد. 
 
6- خانه را تبديل به پناهگاهي براي او كنيد. خانه را محل امني براي همسرتان كنيد تا بتواند از استرس هاي زندگي رهايي يابد. تمام تلاش خود را براي ساختن محيطي مطلوب در خانه، بنماييد. 
 
7- به كارهاي عجيب و غريب او بخنديد. اجازه ندهيد كارهاي كوچكي كه همسرتان انجام مي دهد، اعصاب شما را درهم بريزد. اگر درباره آن بينديشيد، ممكن است برخي از آنها شما را بيشتر به همسرتان جذب كند. اگر او اين كارها را انجام نداده، فقط مي خواسته كه تكراري عمل نكند. 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت 8:36  توسط جمعی از فرهنگیان زیرآب  | 

آیا فرد خوشبختی هستید؟ ( تست روانشناسی)


وقتی که می‌خوابم...

1) مجبورم صبح زود با صدای زنگ بیدار شوم. در واقع شب‌ها آن‌قدر خسته‌ام که فورا خوابم می‌برد. صبح‌ها هم به زور از جا بلند می‌شوم.

2) صبح‌ها قبل از آن که ساعت زنگ بزند بیدار می‌شوم. خواب خوب و آرامی دارم.


3) معمولا صبح چند بار ساعت زنگ می‌زند تا بخواهم از جا بلند شوم. روزهای تعطیل را هم تا لنگ ظهر می‌خوابم.



اگر بخواهم تعریفی از یک روز کاری‌ام داشته باشم، باید بگویم که ...

1) یک روز پراسترس و پر از فشار کاری که مانع آرامش است.

2) یک روز پرمشغله اما دوست‌داشتنی که البته در لابه‌لایش می‌شود زمانی را هم به خود اختصاص داد.

3) یک روز وحشتناک، مثل همه روزهای کاری، که آدم همیشه آرزوی رسیدن آخر هفته را می‌کند.



وقتی با کسی تصادف می‌کنم...

1) برای یکی دو دقیقه از داخل برآشفته می‌شوم و زیر لب غرغر می‌کنم.

2) معمولا نادیده می‌گیرم.

3) عصبانی و از ماشین پیاده می‌شوم و گاهی کارم به دعوا می‌کشد.



در رابطه با تعهدات مذهبی و اجتماعی‌ام باید بگویم که ...

1) هر از چندگاهی وقتی را به آنها اختصاص می‌دهم.

2) برای آنها ارزش زیادی قایل هستم.

3) اصلا وقت فکر کردن به آنها را ندارم.


تفسیر آزمون در ادامه مطلب:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 8:24  توسط جمعی از فرهنگیان زیرآب  |